آن کودکی ها یاد باد...
اولين روز دبستان باز گرد!
کودکي ها شاد و خندان بازگرد!
درس هاى سال اول ساده بود!
آب را بابا به سارا داده بود!
درس پند آموز روباه و خروس!
روبه مکار و دزد و چاپلوس!
باوجود سوز و سرماي شديد! ريز علي پيراهن ازتن مي دريد!
تا درون نيمکت جا مي شديم! ما پر از تصميم کبری مي شديم!
کاش هرگز زنگ تفريحي نبود!
جمع بودن بود و تفريقي نبود!
کاش مي شد باز کوچک مي شديم!
لااقل يک روز کودک مي شديم....
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۰ ساعت 14:24 توسط سید جاوید حسینی
|