صندلی داغ...آقای کمیل نوری



یا فاطِمَةُ الزَّهراءِ یابِنتَ مُحَمَّدٍ یا قُرَّ ةَ عَینِ الرَّسوُلِ یا سَیِدَتَناوَ مَولاتَنا
اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکِ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکِ بَینَ یَدَی حاجاتِنا
یا وَجیهَةً عِندَاللّهِ اِشفَعی لَنا عِندَاللّه

مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ،آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت:دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت:ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم .یقین داشته باش که:به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم! ..
* مدیریت صنعتی گرایش مالی
...
راستش خیلی وقته نتونستم بره وبلاگ کاری کنم... یعنی وقت نکردم!!! اما بره باز سازی وبلاگ نیازمند نظرات گرم شما هستیم!!! مثلا در مورد این که چه مطالبی باید تو وبلاگ نوشته بشه یا این که طرح و قالب وبلاگ باید به چه شکل باشه و و و...
نیازمند یاری سبزتان هستیم، 90/13 بانک بچه های مدیریت، شعبه، پردیس!!!
